نگرانی

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره آبم که در اندیشه دریا

افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است

من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته ام را

بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم

 

شاعر:فاضل نظری

/ 3 نظر / 16 بازدید
رابعه اکبری مرزناک

با درود فراوان وبلاگ زیبایی دارید تبریک عرض میکنم. با ارزوی موفقیت [گل][گل][گل]...

الهام

زیبا بود............... مثل همیشه بهترین انتخاب.........

الهام

این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است من ساخته از خاک کویرم که بمیرم[گل]