شکر اين بار برايم تلخ بود

ای پسته ی تو خنده زده بر حدیث قند        مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

شنبه یازدهمین جلسه ی شعر طنز شکرخند بود .مثل همه ی جلسات قبل

شروع شد و از اشعار زیبای راشد انصاری؛ارمغان زمان فشمی؛افشین حسین خانی ؛

و.........لذت بردم و در این میان صحبت های طنز استاد رفیع و آقای مدرس هم مثل

همیشه جاری بود .

ونوبت رسید به بخش همیشگی مهمان ویژه که این بار قرعه به نام استاد جلال رفیع

افتاد . و بعد از صحبت های معمول قرار شد ایشان ترانه ی مرغ سحر را که به صورت طنز

در آورده بودند بخوانند اما قرار شد فیلمی از ایشان پخش شود و بعد آن ترانه را بشنویم

در آن فیم ایشان در موزه ی عبرت بودند و قرار شد ترانه ی مرغ سحر را بخوانند .صدای باران و

صدای استاد طنین انداز آن جمع شد صدایی که مشخص بود از دل رنج دیده ای بر می آید

که بر دل های غم دیده و رنج کشیده نشست نمی دونم چطور حالم را توصیف کنم

ناخودآگاه اشک بر گونه هایم نشست .انقدر تحت تاثیر قرار گرفتم ک دیگر آن جمع برایم حالت

شوخی و طنز را نداشت . حتی با خواندن ترانه ی طنز مرغ سحر هم نتوانستم خودم را کنترل

کنم ................................................

/ 6 نظر / 6 بازدید
onso

عزيزم روز شنبه در جلسه شکر خند به همه خوش گذشت ولی شادی ما خيلی طول نکشيد .ميدونی که از چه چیزی حرف ميزنم (از بابت قضیه پیش اومده برای دوست عزیزمون ) شايد شعر مرغ سحر برای من هم پراز خاطراتی بود که دوباره مرور شد ... وقتی حالتو توی جلسه ديدم .به خودم اجازه ندادم علتش رو بپرسم . اما حالا ميدونم . و من هم ناراحتم . اشکام از چشمام داره جاری ميشه پس

پيشوا

خيلی دوست داشتم بيام ولی نشد دفعه ی بعد انشاالله

شيوا شوق

سلام ممنون که اومدی وممنون از گزارشت

محمد مهدی

ممنون از دعوت من به شکرخنده ولی چه کنم که اون شب خوب به پايان نرسيد