ثانیه....

تو درکدام ثانیه می آیی...


بگوساعتهارا...


در همان لحظه نگاه دارم...


میخواهم...


سیرتماشایت کنم...


و باز هم ۳نقطه های بی پایانِ من...

........................................
برای من بسیار دعا کنید،شاید....
برای اون بیمار مد نظر منم حتما دعا کنید.

/ 26 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمیده

خدایا، تو و دل این آزاده خانم ما [گل]

علی

ماهم دعا میکنیم آپم[گل]

بهار

سلام اراده عزیزم امدیدوارم همواره دلت شاد و لبت خندون و روزگارت به دوراز غم ها باشه واگه قابل باشم حتما برای مریض مد نظرت دعا میکنم ایشاا... که خدا همه مریضارو شفابده مخصوصا مریض تورو عزیزم آمین...

بهار

چه دعایی کنمت بهتر از این خنده ات از ته دل ،گریه ات از سر شوق،روزگارت همه شاد،سفره ات رنگارنگ،تنت سالم و شاد،که بخندی همه عمر ...

پندار

از پنی به آزی..از پنی به آزی..آیا ما را مشاهده مینمایی[سوال][نیشخند]

ensi

کاش دوستان هم در موقع خود مانند دشمنان بی ریا بودن......[گل]

blacklove.A.H

اوا کی بیمار شده من نبودم؟نزدیکه؟خدا شفاشون بده! هر ثانیه ای که میای ازقبل بگو گریه هامو بکنم تو اومدی فیلم هندی نشه! [قلب]

سیدمجتبی محسن زاده

در ثانیه های گذر از بی خوابی تپش قلب تو را میخواهم طرح اندام ظریفت ای عشق دل بیتاب مرا تا به ثریا ببرد در حسرت ایام گذشته ام افسوس که تو را دگر ندارم ز برم رفته ای پشت کردی به تموم احساس من مانده ام و یه نقطه بی پایان حالا که نمیشود تو را پیدا کرد دفتر خاطره را که میشود رسوا کرد تووی سر خطه شروع این دلیل نام زیبای تو را که میتوان معنا کرد..((مجتبی)) درود بانو آزاده..