دل تنگم....

بغل میگیرم عکساتو شاید آروم شه آغوشم ...
لباسی رو که دوست داشتی برا آیینه میپوشم ...

...........................................................
یادته...
وقتی میگفتم سردمه... تو هم محکم بغلم میکردی تا گرمم شه،
الانم سردمه ولی...با آتیشی که از دوریت گرفتم، گرمم میشه.


/ 29 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساقی

[ابرو][ابرو][ابرو][نیشخند] شرمه شعله رو بفرست پیش آزاده [قهقهه]

ساقی

20ومین کامنت شدم [هورا] 20 شدمــــــــــــــــــــــــــــــــــ [هورا]

ساقی

فکر کنم من و تو از یه شیشه خوردیم آزاده [قهقهه]

ساقی

سرمه حالا آزاده بهت گفت صدات قشنگه دیگه همه چی رو به خودت نگیر [قهقهه]

سپید

آزاده به زودی ورژن بزرگ این عکس رو برامون خصوصی میذاری[ماچ] [قلب][قلب][قلب]

نفرت از عشق

برای ایینه میپوشم....هییییییییییی.... ازاده عالی بود... اپم...

blacklove.A.H

یا شعر فروغ افتادم... 5. از من رمیده یی و من ساده دل هنوز بی مهری و جفای تو باور نمی کنم دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید دیگر چگونه عشق ترا آرزو کنم دیگر چگونه مستی یک بوسه ترا دراین سکوت تلخ و سیه جستجو کنم یاد آر آن زن ‚ آن زن دیوانه را که خفت یک شب بروی سینه تو مست عشق و ناز لرزید بر لبان عطش کرده اش هوس خندید در نگاه گریزنده اش نیاز لبهای تشنه اش به لبت داغ بوسه زد افسانه های شوق ترا گفت با نگاه پیچید همچو شاخه پیچک به پیکرت آن بازوان سوخته در باغ زرد ماه هر قصه ایی که ز عشق خواندی به گوش او در دل سپرد و هیچ ز خاطره نبرده است دردا دگر چه مانده از آن شب ‚ شب شگفت آن شاخه خشک گشته و آن باغ مرده است با آنکه رفته یی و مرا برده یی ز یاد می خواهمت هنوز و به جان دوست دارمت ای مرد ای فریب مجسم بیا که باز بر سینه پر آتش خود می فشارمت