آن روز که من نیستم....

باورت بشود یا نه

روزی می رسد که دلت برای هیچ کس،

به اندازه ی من تنگ نخواهد شد

برای نگاه کردنم

خندیدنم

اذیت کردنم

برای تمام لحظاتی که در کنارم داشتی

روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار آن روز ها خواهی بود

 

و آن روز دیگر من نیستم....

.........................................................

چوبی به آستینم کرد روزگار که معنای سکوت تلخ مترسک را الان می فهمم!

/ 26 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غریبه آشنا

[بغل]

خواهر طوفانی

[بغل][ماچ] ....

blacklove.A.H

فک کنم نظر ساره رو دیدم اون پایین دلم براش تنگ شده[گریه] مامان آزاده خسته شدم

tahamiishe

خدا نکنه خانمی.... مترسک ....همیشه مثل بچگیام خندون میبینمش... بخند زیبا جان[ماچ]

***روان نویـــــــس***

واازاده جونم همه س ج بده

گلشن

آزاده خیلی عالی و پراحساس ممنونم[گل][گل]