قیصر امین پور....

 

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

 

حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

 

 دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

 

تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

 

 سربسته ماند بغض گره خورده در دلم

 

آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

 

 ای داد ، کس به داغ ِ دل ، باغ ِ دل نداد

 

ای وای ، های های عزا در گلو شکست

 

 آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود

 

خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

 

 « بادا » مباد گشت و « مبادا » به باد رفت

 

« آیا » ز یاد رفت و « چرا » در گلو شکست

 

 فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

 

نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

 

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم

 

بغضم امان نداد و خدا . . . در گلو شکست

/ 44 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohammadtehrani

سلام سال نو مبارک امیدوارم سال خوبی رو داشته باشی

مریم

سلااااااام آزاده جووونم ... من برگشتم...... [بغل][قلب][ماچ] خوبی عزیز دلم؟ چه خبرا؟؟؟؟ [قلب][ماچ]

نفرت از عشق

بدوووووووووووووووووووو اپ کردم... اگه اپ دیشبمم ندیدی ببین و نظر بده.... منتظرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بدو....

نفرت از عشق

بدوووووووووووووووووووو اپ کردم... اگه اپ دیشبمم ندیدی ببین و نظر بده.... منتظرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بدو....

آترا

[ماچ]

زهرا

همیشه درد از دیگران است، گاه از نبودنشان، گاه از بودنشان…

آترا

فدات عزیزم[لبخند][گل]

حمیده

لطفا دعوت بنده با نوشتن یه پست از آرزوهاتون توی وبلاگ خودنتون برای شرکت در بازی رویا و آرزو بپذیرید. شما هم از سه نفر دعوت به بازی کنید.

دلارام

سلام خوبم مرسی شما چطورین؟ چه خبرا؟

آترا

با من قدم بزن, حالا که با منی حالا که بغضی ام , حالا که سهممی با من قدم بزن, می لرزه دست و پام بی تو کجا برم؟ بی تو کجا بیام؟ دست منو بگیر , کنار من بشین من عاشق توام, حال منو ببین از دلهره نگو , از خستگی پرم بی تو می شینمو و روزا رو میشمورم.. [گل][گل]