بود ونبود

تنهایی من از اونجا شروع شد که

در میان این همه "بود"

من در انتظار یکی بودم که "نبود".....

 


 

/ 8 نظر / 4 بازدید
سرمه

سلام عجیجم وای چه خرس خوردنیه[نیشخند] آخه چرا نیست[گریه] چقدر سخته جای خالی این نبودن رو پر کردن ... منم آپم[گل]

فاطمه و علی

ای جووونم چه خرسه نازی[قلب] ایشاله که پیداش میکنی[نیشخند]

آفتاب آبی

زیبا بود..قلبمو چلوند...[گریه]

نفرت از عشق

[ناراحت]خیلی خیلی قشنگ بود.... منم اینو تجربه کردم...

سرمه

ای آنکه همیشه بیاد تو می سوزم یاد من کن که همیشه بیاد تو میسوزم ای اشک آهسته بریز که غمم زیاد است ای شمع آهسته بسوز که شبم دراز است صداقت قلب منو تو دیدی باورت نشد اشکای غم رو گونه هام چکید و باورش نشد

سرمه

خوشبختی همین در کنار هم بودن‌ هاست همین دوست داشتن‌ هاست درآغوش گرفتن ‌هاست خوشبختی همین لحظه ‌های ماست ...

آزاده

ولی بازم غیر از خدا هیچکی نیست....