هنوز عادت به تنهایی ندارم

 

باید هرجوریه طاقت بیارم 

 

اسیرم بین عشق و بی خیالی

 

چه دنیای غریبی بی تو دارم

 

میترسم توی تنهایی بمیرم

 

کمک کن تا دوباره جون بگیرم

 

یه وقتایی به من نزدیک تر شو

 

دارم حس میکنم از دست میرم

 

نمی ترسی ببینی برای دیدن تو

 

یه روز از درد دلتنگی بمیرم

 

تو که باشی کنارم میخوام دنیا نباشه

 

تو دستای تو آرامش بگیرم

 

بگو سهم من از تو چی بوده غیر از این تب

 

کی رو دارم به جز تنهایی امشب

 

میخوام امشب بیفته به پای تو غرورم

 

نمی تونم ببینم از تو دورم

 

دارم تاوان دلتنگی مو میدم

 

کنار تو به  آرامش رسیدم

 

بیا دنیامو زیبا کن دوباره

 

خدایا از تو زیبـــاتر ندیدم

لینک
۱۳٩٠/۱۱/۱ - آزاده

   دلدادگی   

 در گیر ودار بودنم در گیر با تو بودنم

 رازی اگر به بودنم عاشق از تو خوندنم

 دلدادگی کارم شده بیگانگی یارم شده

 دیوانگی کاردله با تو گرفتارم شده

 

 

 اون لحظه ای که عطر تو می پیچه تو باغ تنم

 اون لحظه ای که اسم تو تو سینه فریاد می زنم

 اون لحظه رها شدن از حال و روز خویشتن

 زنده میشم با دیدنت وقتی که بی تو می شکنم

 

 

 قلبی که با تو می زنه تو سینه داغونش نکن

 چشمی که چشم براهته بیهوده گریونش نکن

 اشکای دونه دونمو سیلاب بارونش نکن

 این دل عاشق منو بی سر و سامونش نکن

 

 

 تا وقتی قلب عاشقم به خاطر تو می زنه

 طلسم تنهایی من با دست تو می شکنه

 

 

لینک
۱۳٩٠/۱٠/۳ - آزاده

   خودت خواستی   

خودت خواستی که من مجبور باشم
برم جایی که از تو دور باشم
تو پای منو از قلبت بریدی
خودت خواستی که من اینجور باشم
خودت خواستی که احساسم بشه سرد
خودت خواستی نمیشه کاریم کرد
می دیدم دارم از چشمات میفتم
مدارا کردم و چیزی نگفتم
برام بودن تو بازی نبود و
به این بازی دلم راضی نبود و
از اول آخرش رو می دونستم
تو تونستی ولی من نتونستم
برات بودن من کافی نبود و
حقیقت این که می بافی نبود و
دارم دق می کنم از درد دوریت
میخام مثل تو شم اما چه جوری

لینک
۱۳٩٠/٩/٢٠ - آزاده

   زیبا سلام   

زیبا سلام

زیبا هوای حوصله ابری ست

چشمی از عشق ببخشایم

تا رو به آفتاب بشوید دلتنگی مرا

زیبا تمام حرف من این است

من تمام عشق را با نام تو آغاز کردم

هر جا هستی عشق را آغاز کن.

زیبا سلام

زیبا هوای حوصله ابری ست

چشمی از عشق ببخشایم

زیبا کنار حوصله ام بنشین

زیبا کنار حوصله ام بنشین و مرا به شط غزل بنشان

بنشان مرا به منظره عشق

بنشان مرا به منظره باران

بنشان مرا به منظره رویش

من سبز می شوم.

زیبا سلام

(وحید جلیلوند)

لینک
۱۳٩٠/۸/٢ - آزاده

   نگرانی   

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره آبم که در اندیشه دریا

افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است

من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته ام را

بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم

 

شاعر:فاضل نظری

لینک
۱۳٩٠/۱/۱٥ - آزاده

   ولنتاین مبارک   


 همه چیز را بخاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت ،سکوت را در شب،شب را در بستر ،بستر را برای اندیشیدن به تو دوست میدارم من عشق را در امید ،امید را در تو ،تو را در دل، دل را در موقع تپیدن به خاطر تو دوست دارم ای دوست من خزان را به خاطر رنگش، و بهار را به خاطر شکوفه هایش و خدایی که دل را برای تپش ،تپش را در پاسخ ،پاسخ را در چشمان قشنگ تو برای عصیان زندگی آفرید دوستدارم

لینک
۱۳۸٩/۱۱/٢٤ - آزاده

   رسم عاشقی   

آتشی در سینه دارم جاودانی


عمر من مرگی است نامش زندگانی


رحمتی کن کز غمت جان می سپارم


بیش از این من طاقت هجران ندارم

لینک
۱۳۸٩/۱۱/٩ - آزاده

   نمی دونم....   

از این زنــدگیه خالی

منو ببــر به اون سالی…

که تــو اسممو پرسیدی …

به روزی که منـــو دیدی !!

_

به پله های خاموشی

که با مــن رو به رو میشی

یه جور زل بزن انگاری

نمیشه چشم برداری !!!

_

منـو بـبر به دنیامو !

به اون دستا که میخـوام و…

به اون شبا که خندونم ..

که تقدیرو نمیــدونـم…

_

از این اشکی که می لرزه

منو ببر به اون لحظه…..

به اون ترانه ی شــادی !

که تو یاد من افتادی !

_

به احساسی که درگیره

به حرفی که نفســگـیـره !!!!

از این دنیا که بی ذوقه

منو ببر به اون موقع !

_

از این دوریه طولانی

منو ببر به دورانی

که هر لحظه تــو اونجایی

زیر بارونه تنهایی !

_

منو ببر به اون حالت ..

همون حرفا….

همون ساعت

به کاغذ توی مشتی که…..

به چشمای درشتی که ….

تو چشمام خیره می مونن

به من چیزی بفهمونن!

(خواننده:احسان خواجه امیری)

 

 

لینک
۱۳۸٩/٩/۱۸ - آزاده

   بی تو   

بی تو من چیستم؟ابر اندوه

بی تو سرگردانتر از پژواکم

در کوه

گرد بادم در دشت

برگ پاییزم در پنجه باد

بی تو سرگردانتر

از نسیم سحرم

از نسیم سحر سرگردان

بی سرو بی سامان

بی تو اشکم

دردم

آهم

آشیان برده زیاد

مرغ درمانده به شب گمراهم

بی تو خاکستر سردم خاموش

نتپد دیگر در سینه من دل با شوق

نه مرا بر لب بانگ شادی

نه خروش

چه کسی خواهد دید

مردنم را بی تو؟

بی تو مردم مردم.

 

لینک
۱۳۸٩/۸/۸ - آزاده

   دلتنگی   

دیدنت گرچه شادی آمیز است

ولی از غصه نیز لبریز است

در من این حالت دوگانه زتو

التقاط بهارو پاییز است

شادی دیدنت ندیده دلم

با غم رفتنت گلاویز است

هرچه زیباتر است آمدنت

رفتنت بیشتر غم انگیز است

 

(شعر از حسین منزوی)

لینک
۱۳۸٩/٧/۱ - آزاده